تبليغاتX
به وبلاگ اتمام مكارم خوش آمديد
سيماي حضرت در آيات الهي _ قسمت اول سه شنبه بیستم فروردین 1387 8:47
 

 

آيه و ترجمه


مَّن يُطِع الرَّسولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَن تَوَلى فَمَا أَرْسلْنَك عَلَيْهِمْ حَفِيظاً  نساء / 80  


  ترجمه :

 

 

كسى كه از پيامبر اطاعت كند اطاعت خدا كرده و كسى كه سرباز زند تو در برابر او مسئول نيستى


 تفسير :

 


سنت پيامبر همچون وحى الهى است


در اين آيه موقعيت رسول  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   در برابر مردم و حسنات و سيئات آنان ، بيان شده است ، نخست مى فرمايد:   هر كس اطاعت پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   كند اطاعت خدا كرده است   .


 من يطع الرسول فقد اطاع الله  .


بنابراين اطاعت خدا از اطاعت پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   نمى تواند جدا باشد، زيرا پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   هيچ گامى بر خلاف خواست خداوند بر نمى دارد، سخنان و كردار و رفتار او همه مطابق فرمان خدا است .

 


تفسير نمونه جلد 4 صفحه 25

 

سپس مى فرمايد:   اگر كسانى سرپيچى كنند و با دستورات تو به مخالفت برخيزند مسئوليتى در برابر اعمال آنها ندارى و موظف نيستى كه به حكم اجبار آنها را از هر خلافكارى باز دارى ، وظيفه تو تبليغ رسالت و امر بمعروف و نهى از منكر و راهنمائى افراد گمراه و بى خبر است .  


 و من تولى فما ارسلناك عليهم حفيظا


بايد توجه داشت كه حفيظ از نظر اينكه صفت مشبهه است و معنى ثبات و دوام را مى رساند با حافظ كه اسم فاعل است تفاوت دارد بنابراين حفيظ به معنى كسى است كه به طور مداوم مراقب حفظ چيزى مى باشد، در نتيجه مفهوم آيه چنين مى شود مسئوليت پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   مسئوليت رهبرى و هدايت و دعوت به سوى حق و مبارزه با فساد است ولى اگر افرادى اصرار در پيمودن راه خلاف داشته باشند، نه پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   در مقابل انحرافهاى آنها مسئوليتى دارد كه در همه جا حاضر و ناظر باشد، و جلو هر گونه گناه و معصيتى را با زور و اجبار بگيرد، نه او از طرق عادى قدرت بر چنين چيزى را مى تواند داشته باشد.


بنابراين در حوادثى مانند جنگ احد كه شايد آيه ناظر به آن هم باشد پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   وظيفه داشته است كه از نظر فنون جنگى حد اكثر دقت و مراقبت را در طرح نقشه جنگ و حفاظت مسلمانان از شر دشمن به خرج دهد، و مسلما اطاعت از پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   در اين دستورات اطاعت خدا بوده ، ولى اگر كسانى دستور پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   را زير پا گذاشتند و به همان دليل گرفتار شكست شدند، مسئوليت آن متوجه خود آنها است نه پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم  .


بايد توجه داشت كه اين آيه يكى از روشنترين آيات قرآن است كه دليل بر حجيت سنت پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   و قبول احاديث او مى باشد، بنابر اين كسى نمى تواند بگويد قرآن را قبول دارم ولى حديث و سنت پيغمبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   را قبول ندارم ، زيرا آيه فوق صريحا مى گويد: اطاعت از حديث و سنت پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   اطاعت

 


تفسير نمونه جلد 4 صفحه 26

 

فرمان خدا است

 .  
و هنگامى كه مى بينيم پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   طبق حديث ثقلين كه در منابع معروف اسلامى اعم از منابع اهل تسنن و شيعه آمده است ، صريحا احاديث اهلبيت  عليهمالسلام   را سند و حجت شمرده است استفاده مى كنيم كه اطاعت از فرمان اهل بيت نيز از اطاعت فرمان خدا جدا نيست ، و كسى نمى تواند بگويد من قرآن را مى پذيرم ولى احاديث اهلبيت  عليهمالسلام   را نمى پذيرم ، زيرا اين سخن بر ضد آيه فوق و آيات مشابه آن است .


و لذا در روايات متعددى كه در تفسير برهان در ذيل آيه وارد شده آمده است مى خوانيم :


خداوند طبق آيه فوق حق امر و نهى به پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   خود داده و پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   نيز چنين حقى را به على  عليه السلام   و ائمه اهلبيت  عليهمالسلام   داده است ، بنابراين مردم موظفند كه از امر و نهى آنها سرباز نزنند زيرا امر و نهى آنها همواره از طرف خدا است نه از خودشان سپس در آيه دوم اشاره به وضع جمعى از منافقان و يا افراد ضعيف الايمان كرده و مى گويد: آنها به هنگامى كه در صف مسلمانان در كنار پيغمبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   قرار مى گيرند براى حفظ منافع و يا دفع ضرر از خويش با ديگران هم صدا شده و اظهار اطاعت فرمان پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   مى كنند، و مى گويند با جان و دل حاضريم از او پيروى كنيم


 و يقولون طاعة  .


اما هنگامى كه مردم از خدمت پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   خارج شدند، آن دسته از منافقان و افراد ضعيف الايمان گفته ها و پيمانهاى خويش را به دست فراموشى مى سپارند و در جلسات شبانه تصميم هائى بر ضد سخنان پيغمبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   مى گيرند
.


 فاذا برزوا من عندك بيت طائفة منهم غير الذى تقول  .


از اين جمله استفاده مى شود كه منافقان در زمان پيامبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   بيكار نمى نشستند

 


تفسير نمونه جلد 4 صفحه 27

 

و با اجتماعات شبانه خود و مشورت با يكديگر نقشه هائى براى كار شكنى در برنامه هاى پيغمبر  صلى اللّه عليه و آله و سلّم   طرح مى نمودند.
ولى خداوند به پيغمبرش دستور مى دهد كه از آنها روى بگرداند و از نقشه هاى آنها وحشت نكند و هيچگاه آنها را تكيه گاه در برنامه هاى خود قرار ندهد، تنها بر خدا تكيه كند خدائى كه بهترين يار و مددكار و مدافع است .


 فاعرض عنهم و توكل على الله و كفى بالله وكيلا .

 

 

 

 

نوشته شده توسط كردان لينک ثابت
رسول اعظم 352_ با طلا باید نوشت _ قسمت پنجاه و نهمپنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 13:4

اي اباذر اگر در آن روز ( روز قيامت ) مردي عمل هفتاد پيغمبر را داشته باشد به خاطر سختي آنچه در آن روز مشاهده مي كند عمل خود را اندك به حساب آورد ، و اگر دلوي از « غسلين » - آب جوشان جهنم – در مطلع خورشيد ( در مشرق خورشيد ) ريخته شود مغز سر كساني كه در مغرب هستند به جوش آيد ، و اگر جنهم نفسي بكشد هيچ فرشتة مقرب و هيچ پيامبر مرسلي نماند جز آن كه از دهشت آن به زانو درآيد ، و گويد : پروردگارا مرا نجات ده ، و او ديگران را فراموش كند تا جايي كه ابراهيم (ع) ( فرزندش ) را فراموش كند و بگويد : پروردگارا من خليل تو ابراهيم هستم فراموش مكن ( و به فكر فززندش نيست ) .


اي اباذر اگر زني از زنان بهشتي در شبي تاريك از فراز آسمان دنيا چهره اي به مردم دنيا بگشايد ، دنيا روي زمين را روشن كند بيش از آنچه ماه شب چهارده زمين را روشن مي كند ، و عطر او را همه ي زمينيان استشمام كنند ، و به راستي اگر جامه اي از جامه هاي بهشتيان امروزه در دنيا گسترده گردد هر بيننده اي را مدهوش كند و ديدگان كسي تاب ديدن آن را ندارد .
اي اباذر صداي خود را كوتاه كن در هنگام حمل جنازه ها ( و تشييع آنها ) و هنگام جنگ و هنگام تلاوت قرآن .
اي اباذر هنگامي كه به دنبال جنازه اي مي روي عقل تو در آن هنگام مشغول به تفكر و خشوع باشد و بدان كه تو نيز به آن شخص مرده ملحق خواهي شد .


اي اباذر بدان كه هر چيزي كه فاسد شد نمك داروي آن است اما اگر نمك فاشد شد ديگر دارويي ندارد .
و بدان كه به راستي در شما دو خُلق و خوي وجود دارد : خنده بدون شگفتي ( و بي جهت ) و كسالت و بي حالتي بدون سهو و بي خبري .


اي اباذر دو ركعت نماز معمولي توأم با تفكر بهتر است از شب زنده داري با دل غافل و بي خبر .


اي اباذر حق سنگين و تلخ است ، ولي باطل سبك و شيرين ، و چه بسا شهوتراني ساعتي كه اندوهي دراز و طولاني در پي دارد .


اي اباذر كسي كه توان دارد ( از خشيت خداي تعالي ) گريه كند بگريد ، و كسي كه توان ندارد دلش را به اندوه بپوشاند و تباكي كند ( حال و وضع گريه به خود بگيرد ) به راستي كه دل سخت از خدا دور است ولي توجه نداريد و درك نمي كنيد .
اي اباذر ! خداي تعالي گويد : براي بنده اي دو ترس را گرد نياوردم و هم چنين برايش دو امنيت را ، كه اگر در دنيا از من امنيت يافت ( و از من ترس و واهمه اي نداشت ) در روز قيامت او را بترسانم ، و اگر در دنيا از من واهمه و ترس داشت در روز قيامت او را امان دهم .


اي اباذر چهار چيز است كه جز شخص مؤمن بدان ها دست نيابد ؛ خموشي و آن سرآغاز عبادت است ، تواضع و فروتني در پيشگاه خداي سبحان و ذكر و ياد خداي تعالي در هر حال و چيز اندك يعني مال اندك .

برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد


نوشته شده توسط كردان لينک ثابت
رسول اعظم 351_ با طلا باید نوشت _ قسمت پنجاه و هشتمپنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 13:2

در كتاب مجالس شيخ به سندش از عبدالله بن عباس در حديثي روايت كرده كه به رسول خدا (ص) عرض كرد : اي رسول خدا (ص) مرا وصيتي فرما ! فرمود : بر تو باد به دوستي علي بن ابي طالب سوگند به خدايي كه مرا به حق به نبوت برانگيخته خداوند از بنده اي حسنه و كار نيكي را نپذيرد تا اين كه از او درباره ي دوستي و ولايت علي بن ابي طالب سؤال كند با اين كه خداي تعالي خود داناتر است اگر ولايت او را آورد عمل او را بپذيرد بر هر چه از او است و اگر نياورد از چيز ديگري سؤال نشود و دستور داده شود او را به سوي آتش برند .


اي پسر عباس سوگند به خدايي كه مرا به نبوت برانگيخت به راستي كه خشم آتش دوزخ سخت تر است بر دشمن علي از كسي كه پندارد براي خداي فرزندي است ،

اي پسر عباس اگر فرشتگان مقرب و پيمبران مرسل بر بغض علي اجتماع كنند – با اين كه هرگز اين كار را نخواهند كرد – خداوند آنها را به آتش دوزخ عذاب كند . گويد عرض كردم : اي رسول خدا آيا احدي هست كه او را مغبوض دارد ؟ فرمود : آري اي پسر عباس مردمي او را مغبوض مي دارند كه پندارند از امت من هستند ولي خداوند براي آنها بهره اي در اسلام قرار نداده ،

اي پسر عباس نشانه ي بغض آنها با علي آن است كه كسي را كه از او در رتبه پست تر است بر او برتري دهند سوگند به آن كس كه مرا به حق برانگيخته خداوند پيغمبري مبعوث نفرمود كه نزد او گرامي تر از من باشد و نه وصيي كه گرامي تر از علي باشد ...


ابن عباس گويد : من پيوسته به همان گونه عمل مي كردم كه رسول خدا (ص) به من دستور داده بود و مرا به دوستي او دستور فرموده بود و بزرگترين عمل نزد من همان بود تا اين كه روزگاري گذشت و چون زمان وفات رسول خدا (ص) فرا رسيد نزد آن حضرت رفته عرض كردم : پدر و مادرم به قربانت اي رسول خدا مرگ شما نزديك گشته اين كه چه دستوري به من مي دهي ؟ فرمود : اي پسر عباس مخالفت كن با كسي كه با علي مخالفت كند و پشتيبان و دوست چنين كسي مباش

عرض كردم : اي رسول خدا (ص) چرا مردم را دستور به ترك مخالفت با او نمي دهي ؟ گويد : در اين جا رسول خدا گريان شد به حدي كه بيهوش گشت سپس فرمود : اي پسر عباس علم خدا درباره ي آنها سبقت گرفته سوگند به خدايي كه مرا به حق به نبوت برانگيخت احدي نيست كه در دنيا با او مخالفت كند و حقش را انكار كند جز اين كه چون از دنيا برود خداي تعالي نعمتش را در او تغيير دهد .

اي پسر عباس اگر خواستي كه چون خدا را ديدار كني از تو خوشنود و راضي باشد طريقه ي علي بن ابي طالب را بپيماي ، و به هر سويي كه او متمايل شود ، متمايل شو و امامت او را بپذير و دشمن بدار هر كس كه او را دشمن دارد و دوست بدار هر كس كه او را دوست مي دارد ،

 اي پسر عباس بر حذر باش از اين كه درباره ي او ترديد و شكي در دلت درآيد كه به راستي شك درباره ي علي كفر به خداي تعالي است .

برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد

نوشته شده توسط كردان لينک ثابت